موتور یا \ مرکب مرگ\



بی قانونی و رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی فقط به
رانندگان خودرو ختم نمی شود بلکه به جرات بر اساس اعلام منابع رسمی ، حدود %25
از  کل تلفات رانندگی به موتور سیکلت  اختصاص دارد که جوانانن گروه سنی 18 تا 29 ساله را
تشکیل می دهد شایان ذکر است افزون بر 40 درصد از کشته ها در تصادفات عابران هستند و بعد از
آنها موتورسواران با حدود بیش از 35 درصد از کل تصادفات در جایگاه دوم قرار می
گیرند.

این اخبار و آمار تکان دهنده تصادفات
موتورسیکلت ها وضعیت نگران کننده ای برای هرشنونده استا. با نگاهی واقع بینانه متوجه
خواهیم شد که این بی قانونی در وهله اول و مهم تر به خود موتور سیکلت سواران برمی
گردد. در این میان بسیاری از آنان موتور سیکلت را به مثابه یک وسیله نقلیه عمومی
می بینند؛ دیدن صحنه هایی که چند نفر و حتی تمامی خانواده به سختی و به هر شکل
ممکن سوار موتور سیکلت شده اند، اتفاق عادی است که شاید همگی بارها و بارها شاهد
این بی قانونی ها بوده ایم.  حمل بار بیش
از حد مجاز ،حرکات مارپیچی و نداشتن قریب به اتفاق کلاه ایمنی موتور سواران و صدها
بی قانونی هم  نمونه هایی از احترام
نگذاشتن به حقوق خود و دیگران محسوب می شود.

یک شهروند به لحاظ زندگی در شهر، ملزم
به رعایت مقررات و هنجارهایی می شود که قانون تعیین کرده است اما متاسفانه رعایت
نکردن قوانین توسط عده ای به اپیدمی همه گیری منجر می شود که ترک آن منجر به مرضی
بزرگ می شود.

بیشترین اعمال جریمه برای موتور
سواران متخلف  انتقال موتور به پارکینگ می
باشد از همین روی  پس از ترخیص موتور با
کمال تاسف همچنان شاهد زیرپاگذاشتن قوانین از سوی موتور سواران می باشیم . در این
میان به نظر می رسد قوانین راهنمایی ورانندگی بیشتر در باره خودروها اعمال می شود
تا موتور سواران و این شایدناشی از تدوین و نبودن قانون مدون در کشور  می باشد.

به تازگی  موتور را "مرکب مرگ"  می نامند که  اصطلاح جالب و پر مسمایی می باشد. با اینکه
موتورسواران کاملا به عواقب ناشی از رعایت نکردن قوانین آگاه اند اما همچنان با بی
احتیاطی از این وسیله استفاده می کنند.

دلیل افزایش استفاده از موتور سیکلت را متاثر از شرایط
اقتصادی حاکم بر جامعه و رشد فزاینده قیمت خودرو که عده زیادی از افراد را  به سوی خرید موتور که اغلب برای امرار معاش می
باشد بیان می کنند؛ البته استفاده از این وسیله بسیار کاربردی تر و راحت تر از
انواع خودرو ها می باشد چرا که  عبور از محل
عابر پیاده ، عبور از چراغ قرمز، نادیده گرفتن تابلوهای ورود ممنوع، توقف ممنوع و  امکان ورود به محدوده طرح زوج و فرد، عبور از هر
معبر و محلی که اراده کنند و... در قاموس آنان تعریف خاصی ندارد.

با توجه به تمام مباحث ذکر شده بحث و بررسی در رابطه با  تخلفات موتورسوارات خاطی از ابعاد مختلف
روانشناسی، جامعه شناسی و... ریشه های بسیاری دارد و مستلزم رویکردی چند جانبه است
که خود متاثر از عواملی مانند مسائل و کاستی های موجود در وضعیت کنونی حمل  و نقل، وضعیت اعمال قوانین و اجرای آن و از همه
مهمتر آموزش و فرهنگ سازی می باشد  که با
وجود پرداختن پلیس راهور هنوز در رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله زیادی هست البته بیان
این ضرب المثل هم که گفته می شود یک دست صدا ندارد مصداق بارزی در امر فرهنگ سازی
توسط پلیس راهنمایی و رانندگی است که اگر همت و اهتمام خود  موتور سواران در راغب بودن به رعایت قوانین و
بازآموزی و شرکت در کلاس های آموزشی نباشد کار فرهنگ سازی صد البته به جایی نخواهد
رسید.

موضوع مهم دیگری که در ریشه یابی ناهنجاری مطرح می شود این
است که اغلب جامعه شناسان و روانشناسان در بررسی های خود به نقایص بیشتر اشاره می
کنند تا ارائه راه حل از جمله چندی بیش در مجله ای خواندم کارشناسی با انتقاد از
وضعیت نابسامان حمل و نقل ، سرعت سفر پایین و ضعف دردسترسی به مقاصد را دلیل افزایش
موتور عنوان کرده بود. البته طرح این گونه مسائل نیز خوب است ولی آیا با انتقاد و
ندادن راه کار این معضل تخلف موتور سواران توجیه پذیر است!

ادامه دارد...

نویسنده: لیلا شهبازی